سيد محمد على ايازى
162
كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )
1 . گروهى كه تصوّف براى آنها مسألهاى نبوده و موضع روشنى نداشتهاند ، همانند علماى قرن ششم . 2 . علمايى كه تصوّف را قبول كردهاند و به ترويج آن پرداختهاند ، همانند علماى قرن هفتم تا دهم . 3 . عدّهاى كه با تصوّف بازارى ، مخالفت مىكردند و عرفان ناب و تصوّف حقيقى را ترويج مىنمودند ، مانند علماى قرن يازدهم . 4 . گروهى از علما كه شديداً با هر نوع عرفان و تصوّف ، مخالفت مىكردند ، همانند عدّهاى از علماى قرن دهم و يازدهم . « 1 » در بررسى شرح ملّا صالح ، بايد وى را در زمرهء گروه سوم قرار داد كه در جاى جاى كتاب خود ، بر آن تأكيد دارد ، « 2 » به اين معنا كه از طرفى ، با جريان عمومى تصوّف مخالفت مىكند و از سوى ديگر ، مفاهيم و اصول عرفان را در مباحث خود ، مطرح مىنمايد . عرفان عملى عرفان را مىتوان در دو بخش نظرى و عملى ، مورد بحث قرار داد . از نظر ملّا صالح ، بخش عملى عرفان ، به تصفيهء قلب از رذايل و متّصف شدن به فضائل مىپردازد و بايد تحت نظر سالك إلى اللَّه باشد و از اين جهت كه دربارهء « چه بايد كرد » بحث مىكند ، مانند علم اخلاق است ؛ ولى با علم اخلاق نيز تفاوتهايى دارد كه به مواردى از آن اشاره مىگردد : يك . هدف اصلى عرفان عملى ، بيان رابطهء انسان با خداست ، بر خلاف اخلاق كه ضرورتى نمىبيند دربارهء رابطهء خداوند و انسان بحث كند . دو . عرفان عملى ، براساس بينش خاصى كه از خدا و عالم دارد ، بنا شده است ، بر خلاف اخلاق كه چنين نيست .
--> ( 1 ) . « عالمان شيعه و تصوّف » ، محمّد جاودان ، مجلهء هفت آسمان ، ش 27 ، ص 207 - 208 . ( 2 ) . ر . ك : شرح ملّا صالح ، ج 1 ، ص 30 .